
صحبت از سفر به مـشـهـد بودخیلی مشتاق بود که به این سفر بروداما عده ای گفتن ، نمی شود !! زیرا این کاروان پر بود از آدم های تح...
ادامه مطلب
من غرورم را به عشق "تـو" زیر پا می گذارم!تو هم مرا ببخش ...اللهم أنتَ أنتَ، و أنا أنا... خدایا! تو، توئی با همه مختصات مهربانی و پ...
ادامه مطلب
زیارت عاشورا را بخوانی گر بمیری هم شهیدی ...+ سعی داشته باشیم ، هر روز زیارت عاشورا بخوانیمده دقیقه (حداکثر) ، وقت زیادی ست ؟...
ادامه مطلب
خدا می خواست به تو بال و پر بدهد...گفت چشمت می زنند!چادر داد ...+ خواهر حجاب ت ...یا زهرا (س) ...
ادامه مطلب
وقتی پنجره دل را باز میکنی ، نسیمی شروع به وزیدن می کندنسیمی که چشمان ت را نوازش می دهد و قطره های اشکیکه جاری میشوند از آن ...
ادامه مطلب
سلاماقای زیبا کلام کاش الفاظی که از دهانت خارج میشد کمی همانند نام خانوادگی ات زیبا بودکاش قبل از ایراد بیانات به ظاهر ...
ادامه مطلب
سیلی دن سن نجه یاندون ایله منده یانورامدیمرم اوزگیه بو دردیمی چاهه دیرم...
ادامه مطلب
صحبت از سفر به مـشـهـد بودخیلی مشتاق بود که به این سفر بروداما عده ای گفتن ، نمی شود !! زیرا این کاروان پر بود از آدم های تحصیل کردهاما او مـیـوه فـروش ساده ی بازار بودخلاصه ، رفت ...رسید مـشـهـد و تو اولین سلام به امـام رضـاهمه مشغول خواندن اذن دخول بودند که دیدنداین میوه فروش بی سواد ماجرای ی ما رو کرد به امـام رضـا و گفت:یا امـام رضـا من تو بازار میوه هامو|به دِرهَم میفروشم ولی تو دَرهَم بخر|قـصـه تـمـام+ هرکس غریب تر ، آشنا تر !امام مهربانی ها.....
ادامه مطلب
من غرورم را بهعشق "تـو" زیر پا می گذارم!تو هم مرا ببخش ...اللهم أنتَ أنتَ، و أنا أنا...خدایا! تو، توئی با همه مختصات مهربانی و پروردگاری ات.و من، منم با همه خبائث و حقارت های بندگی ام...+ عاقبت میخواهی با من چه کنی ، مهربانِ من ؟ارحم الراحمین من ......
ادامه مطلب
زیارت عاشورا را بخوانی گر بمیری هم شهیدی ...+ سعی داشته باشیم ، هر روز زیارت عاشورا بخوانیمده دقیقه (حداکثر) ، وقت زیادی ست ؟+ اکثر شهدای ما ؛ با زیارت عاشورای اربابآسمانی شده اند ...+ زیـارت عاشورا میخوانم ؛ تا هر روزلبیـک بگویم، به حسین علیه السلامجای تمام لبیک های که کوفیان باید میگفتندولی نگفتن ...لبیک یا حسین ...
ادامه مطلب
خدا می خواست به تو بال و پر بدهد...گفت چشمت می زنند!چادر داد ...+ خواهر حجاب ت ...یا زهرا (س) ...
ادامه مطلب
وقتی پنجره دل را باز میکنی ، نسیمی شروع به وزیدن می کندنسیمی که چشمان ت را نوازش می دهد و قطره های اشکیکه جاری میشوند از آن همه دلتنگی ، که نسیم برای ت آوردهآری ، تنها نسیـم کربــلا میتــواند چشمــانت را بــارانی کند ...دلتنگ هوای کربلای ت شده ام ...+ به تو که فکر میکنم ، چشمانم بارانی میشوند ...عصب های چشمم کربلایی شده اند ...یا حسین ...
ادامه مطلب
هيئت تمام شد،همه رفتند و تو هنوز.. يک گوشه ای نشسته ای و آرام گريه ميکنی...
ادامه مطلب